کنایه دزفولی

 

 کنایه دزفولی- مَری شُگار دِرازَس: خیلی قدش بلند است.
کنایه دزفولی- مَری اَشُو مُردَه: خیلی تمبل و بیحال است.

کنایه دزفولی- مَری سَگِه گـُشنَه مِه رییِش: آدم خیلی بداخلاق

کنایه دزفولی- مَری مَخو رُوه شِیره نَفتَه بَندَه: خیلی عجله دارد.

کنایه دزفولی- مَری باقِلِه سَر تُووَس: خیلی بی قرار است.

کنایه دزفولی- مَری خینِ کَمُـتـَرَه: خیلی قرمز است.

کنایه دزفولی- مَری باقِلِه نَپَزائیَه: حرف در او اثر نمی کند.

کنایه دزفولی- مَری مِه قاعُذ پَروَرِسَه: آدمی که با گذرسن جوان مانده است.

کنایه دزفولی- مَری اَ اُو گَرِرُفتَنَشَه: فرزندی که به تربیتش نمی رسند.

کنایه دزفولی- مَری پا مُرغ خُوَردَه: زیاد این طرف وآن طرف می رود.

کنایه دزفولی- مَری بُنِ بِه رییِ یه: مستوری که مشخص شده.

کنایه دزفولی- مَری حمومُه زَنونَس: خیلی سروصدا هست.

کنایه دزفولی- مَری مورِ شُمارَه: خیلی آهسته راه می رود.

کنایه دزفولی- مَری خَمیرِشَه پِه اُ سَرد شِشتِنَه: آدم بسیار خونسرد وآرام.

کنایه دزفولی- لِفِ طِلا قال وَندِیَه: آدم بسیار پاک و درستی است.

کنایه دزفولی- لِفِ عَفتو سَر دیوارَه: آخر عمرش است. 

نظر نمیدی هان؟


از این به بعد هر کی بیاد تو وبو نظر نده این بلا سرش میاد!!!

 


وسط بزن

دکتر از گل آقا می پرسه آمپول رو چپ بزنم یا راست؟

گل آقا میگه:تعارف نکن وسط بزن

از مرگ کوروش تا ظهور داریوش اول



با شکفتن و ظهور کوروش بزرگ در خانواده پاسارگادی از دودمان هخامنشی عظمت امپراطوری ایران ( پارس) پایه ریزی شد ، اما با مرگش ، برادر کشی جانشینان او و بروز عادت ازدواج با محارم دربارهای جانشینان کوروش را در پیشگاه تاریخ دچار خجلت نمود. آفت جنگ داخلی و شورش های همگانی می رفت تا ستاره اقبال این دودمان را به غروبی غم انگیز بکشاند . اما قیام داریوش فرزند ویشتاسب و سلطنت او از سپتامبر 522 تا نوامبر 486 ق.م به مدت 38 سال تجید حیاتی در روند پیشرفت این دودمان به وجود آمد به طوری که وسعت ، قدرت ، هنر ومعماری و بالاخره و هر آنچه که در قالب فرهنگ و تمدن گنجایش دارد ، در سرزمینی به وسعت شش میلیون و دویست هزار کیلومتر مربع ، از مصر تا هند را زیر سلطه خویش داشت .

جمله سازی

معلم:داریوش بالوبیا یک جمله بساز 

داریوش:کوچولوبیا.

معلم:حالا کوروش تو با فرشاد جمله بساز.

کوروش:غضنفرشاد شد.

درود

درود من اومدم پس از ۴ماه

شرمنده

شرمنده که در این چند روز چیزی ننوشتم چون خانه مان را جابه جا کردیم الا خونه   داییم(نویسنده وبلاگ هر چی تو بگی) دارم مینویسم البته داییم مدیریت وبلاگ رو بر عهده ندارد پسر داییم هستش...

لطیفه غضنفری

 غضنفر با کلید گوشش رو تمیز می کرده؛ گردنش قفل می کنه!!

ادامه نوشته

کجاش سوراخه؟


غضنفر یه تیکه یخ رو گرفته بود دستش و نگاش  می کرد، دوستش گفت: چی رو داری نگاه می کنی ؟ غضنفر گفت: داره ازش آب می چکه ولی نمی دونم کجاش سوراخه!!

شایعه


به غضنفر می گن: شنیدی آدم شدی؟ می گه: نامردا شایعه کردن!!